خرید بک لینک
من شاعری هستم که شعرهایش را گم کرده
شعرهایم را بجای ذهنم، روی مشتی کاغذ نوشتم

کاغذها را هم در رویاهایم نگه میداشتم،
وزن اشعارم هم، هم آهنگ رقص دخترکانی بود کنار آتش، در جوار دریاچهها، دشتها و بیابانها

از قافیه هم کم نداشتم، از خم ابرو تا تاب گیسو
عشق و مستی را ردیف میکردم تا دلنشینتر باشند

یادم نمیآید کدام غزل را میساختم که تو را دیدم
شعری بیهمتا بودی،
تمام رویاهایم را برای سرودنت پرداختم اما
تو نابتر بودی،

...

من هنوز شاعر "بودم"، بی تو، بیشعر، بی رویا

برچسب: نویسنده: حدیث شریعتی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:02

صفحه بندی