
همهجا رو دنبالات گشتیم. هفتهها و ماهها دنبالت گشتیم. هیچ اثری از تو نبود. مادرت دق کرد و پدرت سکته. هیچ نشونی از تو نبود. نه بیمارستان، نه پزشکی قانونی... داستان (تقلب) را در ادامه مطلب بخوانید... و موج در فضا و زمان گسترده است... ...
ادامه مطلب
داستان ما از خیلی قدیمها شروع شد. وقتی که یه بچهی راهنمایی بودیم و ما با هم دوست شدیم. این دوستی ادامه پیدا کرد تا الان که پارهوقت سرکاریم و درس میخونیم و روزگار میگذرونیم. یه عصر و یه کافه و یه قرار و شروع داستان ما ... ...
ادامه مطلب