محرمانه

متن مرتبط با «دیالوگ های ماندگار جوکر» در سایت محرمانه نوشته شده است

چراهای بی جواب

  • نیلوبلاگ

    حالا سخت ترین کار دنیا فکر کردن است. آنقدر سخت است که فقط خودت را مشغول می کنی تا کمتر فکر کنی. کمتر سراغ گوشی می روی تا پیام هایت را چک کنی. وسوسه می شوم. دست بر تصویر پروفایلت می گذارم. بزرگ می شوی و می بینمت. تو نیستی. پیام هایت هست. باور کن سخت ترین کار دنیا فکر کردن است. فکر کردن به اینکه نیستی. به کلمات فکر می کنم. به جمله هایی که بین مان رد و بدل شد. سخت است جواب سوالات را دادن. چه باید می کردم که نکردم و چه نباید می کردم که کردم. زمان عجله دارد. ثانیه ها پشت ثانیه ها می دوند. چرا ولی هنوز اول هفته است. همین مدتی که نبودی و نبودم معادل دو هفته بود. من که باور نمی کنم همش دو روز گذشته باشد. سخت ترین کار دنیا فکر کردن است. فکر کردن به این که چراهایی که هر لحظه ظاهر می شوند، بیشتر می شو...

    ادامه مطلب
  • خرمالوهای حوالی تجریش

  • نیلوبلاگ

    برف میبارید و سرد بود. از سرما داشتیم میلرزیدیم و یخ بود دستانمان؛ بر روی برف نرم قدم میزدیم، آهسته آهسته. انگار جای پایهامان را در تاریخ ثبت میکردیم، مسیری که طی کردهایم. اما برف آب میشد و...

    ادامه مطلب
  • چشمهایت

  • نیلوبلاگ

    حالا که آمدی و ماندی و نرفتی بگذار برایت چیزکی بنویسم، نمیدانم شاید لحظهای بعد تصمیم بگیری بروی، و این نوشته بی معنا شود، مهم نیست، بالاخره یک روزی، هرکسی میرود به سویی؛ با دلیل یا بی دلیل. بگذار ب...

    ادامه مطلب
  • ساده مثل لبهایت

  • نیلوبلاگ

    هرچقدر که کلافه باشم، هرچقدر از زمین و زمان و آسمان هم که دلخور باشمهرچقدر هم که از این تنهایی خسته شده باشم، وقتی یادت میکنم، داستان فرق میکند نمیشود همه چیز را با هم داشتهم ساده ب...

    ادامه مطلب
  • دیالوگ

  • نیلوبلاگ

    - میدونی چیه؟+ نه !- منم دقیقن نمیدونم. ولی فکر میکنم چیز خوبیه. بهم آرامش میده .+ چی ؟- داشتن تو مجتبا...

    ادامه مطلب
  • تک گویههای مرد شرقی

  • نیلوبلاگ

    نههه ! چت شد باز ... روشن شو، روشن شو، روشن شو.... دِ لعنتی روشن شو [ مشت را محکم به فرمون ماشین میکوبد از ماشین پیاده میشود و قدم میزند، قدم میزند پیادهروهای خلوت نیمه شب را] اینطوری نمیشه! باید یه راهی پیدا کنم. حتما یه راهی هست، غیر ممکنه نشه حلش کرد... [گربهاي از کنار جوی آب رد میشود در پی لقمه موشی شاید]قرصهام کوش!؟ نه؛ تو ماشین جا گذاشتم. پووووف یادتون باشه من شکستتون میدم من یه روز همهی شما رو شکست میدم و با تحقیر بهتون میخندم. من همهی شما رو شکست میدم هیچکس نمیتونه جلوی من رو بگیره.... اه معده، تو چت شده دیگه؛ الان وقت گیر آوردی...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    دیالوگ های ماندگار | دیالوگ های ماندگار فیلم های خارجی | دیالوگ های ماندگار عاشقانه | دیالوگ های شهرزاد | دیالوگ های ماندگار جوکر | دیالوگ فیلم قیصر | دیالوگ های ماندگار حشمت فردوس | دیالوگ های زیبا | دیالوگ هامون |